جک های غضنفری
با داشتن اراده قوی مالک همه چیز هستید. استاد گوته
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 مهر 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

غضنفر دكتر میشه  به مریضش دو تا قرص میده میگه یكیشو یه ربع قبل از خواب بخور یكیشم یک ربع قبل از بیداری




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 مهر 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

تركه میره جوراب بخره توش فوت میكنه ببینه سوراخه یا نه!




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 مهر 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

غضنفر یه سیاهپوست رو دید بهش گفت: آقا ببخشین، شما شب هستین؟ سیاهپوسته هم یك توگوشی آبدار زد توی گوشش. غضنفر با خودش گفت: عجب شب بدی بودا!




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 مهر 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

مناجات غضنفر

خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی، ندادی، دادی پس گرفتی، ندادی بعدا دادی، ندادی بعدا می خوای بدی، دادی بعدا می خوای پس بگیری، داده بودی و پس گرفته بودی، اگه بدی پس می گیری، پس گرفتی دادی، پس گرفتی بعدا می خوای بدی، اگه می دادی پس می گرفتی، نداده بودی فکر می کردیم دادی و پس گرفتی، خلاصه خداجون سرتو درد نیارم به خاطر همه شکر




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

یه نفر داشته غرق می شده. داد می زنه  کمک من شنا بلد نیستم. غضنفر می گه خب منم تنیس بلد نیستم. داد زدن نداره که.




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

غضنفر میمیره، ازش عکس نداشتن تا گردن خاکش میکنن




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

یارو به غضنفر می گه چرا آستین کوتاه پوشیدی؟ غضنفر می گه تو به روح اعتقاد داری؟ یارو می گه : آره غضنفر می گه :خوب فاتحه خوندم تو روحت هوا گرمه.




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

دو تا خانوم داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن. اولی می گه من اونقدر لاغر بودم که وقتی می رفتم حموم مامانم با یه چیزی روی چاه رو می پوشوند تا من توی چاه نیفتم. دومی می گه این که چیزی نیست، من یه بار یه آلبالو رو با هسته قورت دادم، همه ی فامیلامون می گفتن اوا زری خانوم چند ماهه حامله ای؟!




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

از غضنفر میپرسن چرا دیونه شدی میگه من یه زن گرفتم كه یه دختر 18 ساله داشت دختر زنم با بابام ازدواج كرد پس زنم مادر زن پدر شوهرش شد دختر زن من پسری زایید كه داداش من ونوه زنم بود پس نوه منم بود پس من پدر بزگ داداشم شدم زن من پسری زایید كه زن پدرم ننه پسرم و مادر بزرگ او شد پس پسرم داداش مادر بزرگش بود و من خواهر زاده پسرم شدم




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

غضنفر میره دكتر، میگه: آقای دكتر من دچار فراموشی شدم. دكتره میپرسه: چند وقته؟ غضنفر یكم فكر میكنه، میگه: چی چند وقته؟!




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

غضنفر زنگ میزنه خونه دوست دخترش، بابای طرف گوشی را بر می داره، هول میشه میگه: ساعت  شانزده و پنجاه و چهار دقیقه




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

به غضنفر میگن نرم افزار و سخت افزار را تعریف کن میگه: آن بخش از یک سیستم را که می‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط می‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار می‌گویند!




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

غضنفر دستش شكسته بوده، میره دكتر، دستشو گچ می گیرن. غضنفر از دكتر می پرسه: آقای دكتر! بعد از اینكه گچ دستمو باز كنم می تونم سنتور بزنم؟دكتر می گه: البته، حتماً. غضنفر می گه: چه عالی! چون قبلاً نمی تونستم




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

غضنفر می ره امتحان رانندگی، افسر بهش می گه حركت كن. غضنفر می زنه دنده عقب!  افسر می پرسه چرا دنده عقب می ری؟ می گه می خوام خیز بگیرم




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

به غضنفر میگن شما میل دارید؟ میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

غضنفر میره اونطرف خاکریز دستشویی کنه تو همون حال  میبینه دوتا فرشته دارن می برنش بالا! میگه چی شده خواهر؟ میگن: رو مین دستشویی کردی برادر!




طبقه بندی: جک غضنفری، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 شهریور 1389 توسط یک ایرانی | نظرات ()

دو تا غضنفر داشتن تو یه ماشین بمب كار میذاشتن یكیشون به اون یكی میگه: اگه این بمب الان منفجر شه چی كار كنیم؟ اون یكی میگه نگران نباش من یكی دیگه دارم




طبقه بندی: جک غضنفری، 
(تعداد کل صفحات:20)      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...